رپ یا انصار ؟!
در تاریخ ۲۶ اسفند, ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۱۳در جواب نوشته ی کافه وطن مهربون در اینجا ، یاد نوشتاری از رضا امیرخانی در کتاب نشت نشا افتادم. خواندن آن را به همه دوستان عزیز توصیه می کنم (پر واضح است توصیه من خواندن نسخه کامل مقاله (دومی) است ولی متن اول برای تنبل ها بصورت خلاصه آماده شده است . ) :
رپ یا انصار؟
نمونهای از نگاه بومی فراموش شده (۹)
خلاصه مقاله :
وقتی عبارتی را خارج از متن خودش بررسی کنی، به هیچ عنوان نمیتوانی به نتیجه مطمئن باشی. هر عبارتی و مراد از هر عبارتی، در داخل متن خود معنا مییابد، عبارت “پا را ستون کن و خیمهای سنگین بزن!” در نظر یک ایلیاتی خیمهنشین بیمعنا، بل مهمل است؛ حال آن که در مکالمهی دو کشتیگیر کاملاً مفهومرسان است! علم و دانایی نیز چنین خاصیتی دارند؛ خاصه علوم انسانی. یک پدیده در دو تمدن نه فقط اعراض متفاوت که ماهیتی متفاوت خواهد داشت. فقط جهت ایضاح به یک نمونه از این تفاوتها اشاره میکنم. شاید دو کلمهای که در عنوان آمد- رپ و انصار- دومفهوم بسیار دور باشند و بل متضاد از منظر اجتماعی، سیاسی، فرهنگی … اما میخواهم- خلاف آمد عادت- مشابهت این دو را در دو فرهنگ شرح دهم …
پدیدهی رپ در جامعهی ما ظاهری است و بیمعنا. ادای اعتراضی است به چیزی که وجود ندارد. فریادی است بر سر چیزی که نیست و درست به همین قاعده پدیدهی انصار در جامعهی غرب بیمعناست و ظاهری. رفتاری که میان ساکنان مسلمان متنسک زیاد میبینیم.
اگر کسی در غرب بزید و نان غرب را بخورد و مالیات بدهد به تمدن غرب و چرخ تمدن غرب را بچرخاند و دم بزند از اسلام، دقیقاً به قاعدهی همان رپ ایرانی نفرتانگیز خواهد بود … به قاعدهی رپ ایرانی، روشنفکر ایرانی، دانشگاه ایرانی و هر چیز دیگری از این دست … و راستی چند مقاله داریم راجع به پدیدهی فراگیر و جوانانهی رپ؟ چند مقاله داریم راجع به پدیدهی حساس و سیاسی انصار؟
نسخه کامل مقاله :
وقتی عبارتی را خارج از متن خودش بررسی کنی به هیچ عنوان نمیتوانی به نتیجه مطمئن باشی . هر عبارتی و مراد از هر عبارتی در داخل متن خود معنا میابد. عبارت “پا را ستون کن و خیمه ای سنگین بزن ” در نطر یک ایلیاتی خیمه نشین بی معنا بل مبهم است حال آنکه در مکالمه ی دو کشتی گیر کاملا مفهوم رسان است! علم و دانایی نیز چنین خاصیتی دارند خاصه علوم انسانی. یک پدیده در دو تمدن نه فقط اعراض متفاوت بلکه ماهیتی متفاوت خواهند داشت فقط جهت ایضاح به یک نمونه ازین تفاوتها اشاره میکنم .شاید دو کلمه ای که در عنوان آمد – رپ و انصار- دو مفهوم بسیار دور باشند و بل متضاد از منظر اجتماعی ، سیاسی، فرهنگی … اما میخواهم خلاف آمد عادت مشابهت این دو را در دو فرهنگ شرح دهم…
ما هم در ایران پدیده ای داریم به نام جوانان لاقید تحت عنوان رپ و هم در ایالات متحده. ظواهر هر دو گروه ایرانی و آمریکایی نیز بسیار شبیه است و البته نزد ظاهر بینان این عدد دو که آوردم فقط نشانه ایست از دو مکان مختلف، دو مسقط الراس متفاوت و نه چیزی بیشتر.
اما پدیده ی رپ در آمریکا واقعیتی است اجتماعی. اگر چه ظاهری دارند بسیار شبیه به ظاهر آن چه مقلدان وطنی شان ساخته اند اما باطنش قطعا متفاوت است.
پدیده رپ در آمریکا یک وافعیت اجتماعی است ادامه طبیعی هیپی ها و پانک ها و … نوعی نشانه ی بیماری است نوعی تب است نوعی هشدار است همان مقدار که تب در قیاس با بیماری چیز بدی نیست گروههای رپ نیز بد نیستند. گروههای رپ نیز همانند تب که هش دار بیماری است هش داری برای یک بیماری اجتماعی است میگویند شما که به ما گفتید با سرمایه همه چیز ما را حل میکنید همه چیز را حل نکردید بل اصلا بعضی مسایل را ندیدید شما که آزادی را قرار بود … بنابراین رپ در جامعه ی غربی یک تب است نشانگر یک افول یا یک دروغ یا بیماری تمدنی. کاملا به خلاف رپ در جامعه ما. ظاهر رپ را گرفته ایم لباس پاره و کفش کتانی و موی گره خورده کمی هم فرار از هنجارهای اجتماعی … اما می بینی که جوانک از اتومبیل آخرین مدل پاپا پیاده میشود و شب هم به مهمانی آنچنانی میرود و… یعنی یک اعتراض قوی تبدیل میشود به یک ادا یک تظاهر یک دزانفکته… و همین میشود که هیچ کس نمیتواند رپ ایرانی را تحمل کند. مگر روزی که برویم داخل سازمان تجارت جهانی آن وقت رپ ایرانی میشود یک موجود با ارزش که جلو روی تمدن غالب با افتادنش قامت راست کرده است. و خیال نکنید اینها که نوشتم فقط مخصوص گروههای متظاهر جوانانه است. ظاهر گرایی در رپ ایرانی و روشن فکر ایرانی و علم ایرانی خیلی با هم توفیر نمیکند.
نیمه شبی در خیابان نرث استیت شیکاگو بودم وبه گروه جوانی برخوردم که اسمشان را اتفاقا همان نرث استیت گذاشته بودند. سه چهار جوان که دور هم نشسته بودند سرحال و آرام که ساعت از یک نیمه شب گذشته بود و خیابان گردی توریستهای دوربین به دست ژاپنی تمام شده بود. دور هم نشسته بودند و چهار زانو و دو زانو و یکی چیزی گرفته بود دستش که تمپو نبود. بیشتر مرا یاد ضرب زور خانه ای خودمان می انداخت. همه دراگی بودند.
همه پی یرس (Peirce) کرده بودند و از گوش و دماغ و لبانشان حلقه رد کرده بودند تا عملا نفرتشان را از زندگی مادی طولانی شان نشان کسانی دهند که رژیم عذایی میگیرند و غذای ارگانیک میخورند و سیگار نمیکشند و مشروب کم میخورند تا بدن سالم داشته باشند عشق کنند در تمدن غرب و ….
ماری جوانا میکشیدند و ضرب میزدند، گوشه خیابان. و البته یکیشان وسط ایستاده بود و دور خودش میچرخید. شروع کردیم به گپ زدن و از مرشدها گفتیم که دور انگشتانشان نخ کنفی می پیچند تا راحت تر ضرب بگیرند وانگشتها زخم نشود. با شیفتگی گوش میکردند و برایم با رنگ های مختلف ضرب میگرفتند بسیار شبیه به ضرب زور خانه های خودمان یا حلقه های درویشی در کردستان. و جالبتر این بود که رقصشان نیز شبیه چرخ و حرکات موزون زور خانه ای بود. یک ساعتی نشسته بودم وعشق میکردم.
این سه چهار تا کل تمدن غرب را به سخره گرفته بودند. شورشی بودند مقابل آن نظم وحشتناک ماشینی. یکی پسر کارخانه دار معروفی بود و می گفت اینگونه میزیم تا پدرم بفهمد که همه چیز پول نیست… و من در میافتم نظر آن عالم روحانی را که اهل فلسفه بود و در لندن گروهی ازین جوانان را اتفاقی دیده و بود و نشسته بود زار زار گریستن و یا لیتنی کنت معکم گفتن…
و شاید برای ظاهر بینان سخت باشد فهم چیزی که اضافه میکنم: معادل گروه شورشی و غیراجتماعی و ساختار شکن رپ در جامعه ی ما اتفاقا انصار هستند. کسانی که نسبت به قوانین بی اعتنا هستند قیافه شان را عوض کرده اند موقعیت کنونی را برنمیتابند و سعی میکنند جلوش موضع بگیرند همانطور که رپ آمریکایی اعتراض میکند به تمدنش که نتوانست با شعار دموکراسی زندگی آزاد برای ما بسازید انصار ایرانی نیز معترض است به تمدن نوپایش که نتوانست با شعار دین برایش زندگی دینی بسازد. ایندو به جد معادلند در هنجار گریزی اجتماعی در ظاهر متفاوت در بی اعتنایی به قانون در سلامت نفس و در احتمال طعمه ی سیاسی شدنشان…
(والبته منظورم از انصار انبوهه ی کوچک غیر سیاسی غیر سازمان دهی شده ی آرمانگرا اصول گرا و حزب اللهی است. )
پدیده ی رپ در جامعه ی ما ظاهری است و بی معنا. ادای اعتراض است به چیزی که وجود ندارد. فریادی است بر سر چیزی که نیست. و درست به همین اندازه پدیده ی انصار در غرب بی معنا است و ظاهری. رفتاری که میان ساکنان مسلمان متنسک زیاد می بینیم. اگر کسی در غرب بزید و نان غرب بخورد و مالیات بدهد به تمدن غرب و چرخ تمدن غرب را بچرخاند و دم بزند از اسلام دقیقا به قاعده ی همان رپ ایرانی نفرت انگیز خواهد بود…به قاعده ی رپ ایرانی، روشن فکر ایرانی دانشگاه ایرانی و هر چیز دیگری ازین دست…

اسفند ۲۷م, ۱۳۸۸ در تاریخ ۱۵:۴۰
[...] لینک مرتبط : تصاویر پنهان ناآرامی های انتخابات در فیلم “محاکمه در خیابان” ۱- نوشته ی جالب کافه وطن در اینجا بهانه ای شد که برای چندمین بار به یک آهنگ رپ گوش کنم . آشنایی من با جریان رپ به چند سال پیش بر میگردد . با خواندن یک کتاب کوچک . زمانی هر چیزی می خواندم غیر از درس ! ( البته اوضاع الان هم همچین توفیری پیدا نکرده ) آن زمان یک کتاب کوچکی رسید دستمان بنام نشت نشا . نوشته ی رضا امیرخانی . نشت نشا اولین کتابی بود که از این نویسنده می خواندم . یکی از مقالات جالب آن “رپ یا انصار ” نام داشت : رپ = انصار ! [...]