خاطرات محافظ بن لادن !
"مامىدانستيم اتفاق بزرگى در راه است اما نمىدانستيم چيسيت". البحرى، بن لادن را فردى آرام معرفی مىکند که به آرامى صحبت مىکرد و معمولا آياتى از قرآن يا برخى از اشعار را با خودش تکرار مىکرد
...
پس از پايان حمله "يک آشپزافغانى در حالى که اشک مىريخت به پيش شيخ رفت و گفت که او اطلاعات اين حمله را به آمريکايىها داده است. ما مىخواستيم او را بکشيم اما اسامه گفت که بگذاريم برود. شيخ پيش از هر چيز، يک انسان واقعى بود."