غر و لندی در حواشی نهضت مشروطیت
در تاریخ ۲۳ فروردین, ۱۳۸۹غر و لندی در حواشی نهضت مشروطیت
روزگاری در این مملکت استبداد بوده است. عدهای های کردند، هوی کردند، دسته و عده جمع کردند، تفنگ و عُده فراهم کردند، روزنامه چاپ کردند، جنگیدند، کشته شدند، شهید شدند، مجروح شدند، قهرمان شدند، بالاخره توانستند شاه قاجار را مجبور کنند پای یک ورقه را امضا کند که عدلیه و پای یک ورقه را امضا کند که مشروطه. بعد هم استبداد صغیر شد و مجلس را به توپ بستند و هزار اطوار و پدرسوختگی دیگر و هر بار که نگاه کردیم دیدیم باز روز از نو شده و روزی از نو. اینها که گفتم دقت تاریخی ندارد. میدانم. اما برای منظور من کافی است. از این قهرمانها هم کرور کرور در ذهن داریم، از عبدالحمید طلبهی مقتول در تهران بگیر تا ستارخان و حتی باسکرویل آمریکایی که شهید مشروطه شد.
این مطلب رو از دست ندید. برای همه واجبه که این مطلب رو بخونن. بعدش که تمام شد مطالب پایین رو بخونید. برای ۲۰ نفر هم بفرستید. اگه نفرستادید می گم که گوداس شما رو بخوره. ایضا شما گوداس جان بخون. بلکن هدایت شدی و با هم یه قهوه خوردیم.
رشدیه که بود؟
میرزا حسن تبریزی (۱۲۳۰ تبریز – ۱۳۲۳ قم) مشهور به رشدیه از پیشقدمان نهضت فرهنگی ایران در سده قبل بود. وی نخستین موسس مدارس جدید در تبریز و تهران بود، او را پدر فرهنگ جدید ایران نامیدهاند.
حاجی میرزا حسن رشدیه با توصیه و مشورت پدرش که از روحانیان بود تصمیم گرفت که به جای رفتن به نجف و خواندن درس طلبگی روانه استانبول و مصر و بیروت گردد و آموزگاری نوین را یاد بگیرد. او به بیروت رفت و در آن جا سبک نوین آموزش الفبا و دروس جدید مانند حساب و هندسه و تاریخ و جغرافیا را آموخت. سپس در تفلیس مشغول به کار شد.
هنگام بازگشت ناصرالدین شاه از سفر فرنگ، رشدیه طرحهای آموزشی خود را ارائه کرد و شاه او را مامور کرد که به ایران آمده و همین سبک را در شهرهای ایران راه اندازی کند اما سپس از این تصمیم پشیمان شد و راه اندازی مدارس جدید را به وقتی دیگر موکول کرد.
هر چه داریم از همین میرزا حسن جان تبریزی داریم. البته ناگفته نماند که طبیعتا گوداس هم داریم!!! یعنی فیضه خواری








